دانلودی ها

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان كس كردن
 
کردن مستاجر خوش صدا | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کردن-مستاجر-خوش-صدا/
Translate this page
Jun 25, 2011 – بزنم تا اینکه چند ماه به حالت مزاحم که نشناسه زنگ میزدم و پیام می دادم تا اینکه یه روز بعد از رد کردن هفت خان رستم قرار شد بیاد ببینه کی هستم . … من باشین اونم گفت که نمیشه و من شوهر دارم و از این کس شعرا خلاصه راضیش کردم بریم تو ماشین یه چرخی بزنیم و بعدش رابطمون تلفنی شد و دیگه دوست شده بودیم چند بارم …
داستان سکسی — کس دادن نیوشا به دکتر
https://dastansexy.tumblr.com/post/…/کس-دادن-نیوشا-به-دکتر
Translate this page
کس دادن نیوشا به دکتر سلام.نیوشا هستم 31 ساله از تهران قدم 167 وزنم 78 سینه هام معمولیه اما باسنم خیلی بزرگه بزرگ ولی گرد و خوشگل .تقریبا 4 سال سایت شهوانی رو دنبال میکنم اما هیچوقت جریان سکسی خیلی…
کس دادن زنم به پسر همسایه | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/12/1-11/
Translate this page
Jul 12, 2010 – میخوام داستان سکس زنم با سینا پسر همسایمون رو واستون تعریف کنم. اوایل ازدواجمون من ومحرابه زندگی خوب وشادی رو داشتیم. هردومون با عشق و علاقه هیچی رو واسه همدیگه کم نمیذاشتیم.شایدبتونم به جرائت بگم اوائل ازدواجمون از لحاظ سکس کردن هیچ زن وشوهری به پای ما نمیرسید. هردومون حشری و کم تجربه تو سکس…
آبدارچی شرکت | بهترین داستان های س+ک+س+ی
https://4udastan.wordpress.com/2009/10/12/آبدارچی-شرکت/
Translate this page
Oct 12, 2009 – دمرو خوابیده بودم و اون هم روم دراز كشیده بود كیرش تا خایه تو كونم بود بهم گفت : می دونی اولین بار كه بد جوری هوس كردم كونت بزارم و به خودم گفتم تا كونتو نگام آروم نمیشم؟؟؟ گفتم: نه! گفت اولین بار كه دیدمت برای استخدام منشی تو شركت دیدمت روبروی میز رئیس…
داستان سکس امیر و اکرم | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-امیر-و-اکرم…
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان سکس امیر و اکرم. luglio 14, 2010 di iransms. اكرم از فاميلهاي ماست البته نسبت دوري داريم اما رفت و آمدمون زياده و با هم صميمي هستيم البته در خصوص مسائل سكسي زياد با هم شوخي نميكرديم اكرم حدود 10 سال از من بزرگتره يعني يه زنه 35 / 36 ساله خيلي خشگل و با حاله اندام تحريك كننده اي داره تا حالا چند بار پيش …
زنم رو دوستام کردن | yayasamana
https://yayasamana.wordpress.com/2014/11/…/زنم-رو-دوستام-کردن…
Translate this page
Nov 19, 2014 – از این ماجرا دو سال می گذره. از زمانی که دوستام نقشه کردن زن منو کشیدن تا زمانی که واقعا اجرا شد. مریم همیشه با همه لاس میزد و وقتی‌ با دوستانم می‌رفتیم بیرون حسابی اونودستمالی میکردند.اولش از عروسی‌ ما شروع شد که زمانی که عکس دست جمعی میگرفتیم همه میچسبیدن به اون. وقتی هم که…
محسن و خواهرزن حشری | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشری
Translate this page
Apr 24, 2017 – کیرم سیخ شده بود ،فقط فرمان کردن ازمغزم ساطع میشد،گفتم اومدم وسریع حاظر شدم رفتم خونه نسرین،واییییی درو که بازکرد دیدم یه بادی سکسی فانتزی خیلی شیک تنش کرده ،که مدلش ازاینایی بود که جای کس وکون وسینه هاش خالی بود،کسش مثه دوتا کلوچه تپل چسبیده بهم ازبادی افتاده بود بیرون،نصف حجم سینه هاشم …
کس دادن مامانم به بابا بزرگ | داستان های سکس ایرانی!
https://koskirstory.wordpress.com/…/کس-دادن-مامانم-به-بابا-بزرگ/
Translate this page
Jan 18, 2008 – از بابا بزرگم . منظورم بابای بابامه 0زیاد خوشم نمیاد . خیلی جلفه. تازگی یک منشی قرتی هم گرفته که با مامان خیی رفیقه. این را هم بگم مامانم زن راحتیه. راحت با مردها لاس میزنه و همیشه لباسهای باز مپوشهیک روز بابا بزرگ با منشییش امده بودن خونه ما با هم رفتیم به یک…
چجوری کون دادم | سكس ايرانيان – WordPress.com
https://6iran.wordpress.com/2009/08/25/1-4/
Translate this page
Aug 25, 2009 – یه مدتی بود که خیلی هوس کرده بودم زیر یه مرد بخوابم و برای اینکه کسی نفهمه که م دوست دارم کون بدهم فقط سکس چت می کردم و وب بازی بود. ولی بعد از یه مدتی یکی بهم گفت که دوست داره من رو فرش دراز بکشم و اوون باسن کخت من رو از…
since – Google Groups
https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESk
Translate this page
Jan 2, 2006 – سلام من فريبرزم مي خوام يكي ديگه از داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من خيلي خالم رو دوست داشتم و هميشه آرزوي كردن خاله ام تو دلم مونده بود. اسم خاله من مهتابه و 28سال سن …

 







NS