دانلودی ها

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان کردن و اخ واوف
 
داستان سکس امیر و اکرم | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-امیر-و-اکرم…
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان سکس امیر و اکرم. luglio 14, 2010 di iransms. اكرم از فاميلهاي ماست البته نسبت دوري داريم اما رفت و آمدمون زياده و با هم صميمي هستيم البته در خصوص مسائل سكسي زياد با هم شوخي نميكرديم اكرم حدود 10 سال از من بزرگتره يعني يه زنه 35 / 36 ساله خيلي خشگل و با حاله اندام تحريك كننده اي داره تا حالا چند بار پيش …
مهین جونم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/مهین-جونم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – یکم که گذشت شروع کردبه بالا پایین کردن ولی خیلی آروم بودمنم اصلأ بااین مدل حال نمیکردم همینجوری که کیرم توکونش بودبغلش کردمو بلندشدم اونوخوابوندم حالا پاهاش روشونم بودسینه هاش تودستامو کیرم تواون کون نرمش دیگه اخ و اوخ مهین جونم به گریه تبدیل شده بود فقط میگفت سپهرتوروخداتموم کن دلم داره ضعف …
مهمانی داغ | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/مهمانی-داغ/
Translate this page
Jun 25, 2011 – چون اولا مدتی بود سکس نداشتم. بعدم خیلی گنده و شق بود.- آخ درد اومد. صورتم جمع شده بود. از نگاهش فهمیدم ترسیده. یعنی که من باکره بودم و … بیشتر نشستم. کمی بالا و پائین کردم. بازی. برگردوندم. تحملش تموم شده بود عرق می ریخت. افتاد روم. حالت حیوانی. بالا و پائین می رفت. منم آخ و اوخ می کردم.در گوشم گفت: تو …
گاییدن شریک گاییدن ها | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/…/گاییدن-شریک-گاییدن-ه…
Translate this page
Jun 25, 2011 – یکم براش لاپایی زدم اما دیدم حال نمیده بازم دستامو انداختم دورشو قفل کردم و یهو کیرمو کردم توش شروع کرد به آخ و اوخ کردن و فحش دادن و تقلا که البته اینها بیشتر منو حشری میکرد چندتا تلمبه زدم بعد دیدم مقاومتش کم شد و کم کم دستاشو ول کردم رفتارشم سکسی تر شد و اخ و ناله هاش جذاب…وای فوق العاده بود هنوزم که …
مینا خانم همسایه عزیز | dastan2012
https://dastan2012.wordpress.com/2010/07/…/مینا-خانم-همسایه-عزی…
Translate this page
Jul 16, 2010 – داستان از آنجا شروع میشه که ما به منزل جدید نقل مکان کردیم که اسم من در این داستان سیامک است . … میمکیدم و آخ و اوخ مینا شروع شد آمدم پا ئین روی شکم و نافشو شروع به خوردن کردم زبونمو تو نافش کردم و می چرخوندم آمدم پائین تر و شلوارک و شرتشو با هم در آوردم زبونموکردم رو چوچولش و شروع کردم به خوردن دیدم کسش خیس …
رویا زن نجیب اما حشری همسایه – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/رویا-زن-نجیب-اما-حشری-همسایه
Translate this page
Jun 14, 2017 – چند بار بهش از تلفن همگانی زنگ زدم هرچی حرف سکسی بلد بودم واسه حشری کردن و ارضا شدنم گفتم به خود جندش.یه چند بارم دیدم خونه تنهاست چندتا فیلم … از آخ و اوخ مامانش زیر باباش میگفت.از لخت شدن مامانش.واینکه باباش دستشو … مسترسبی. 9 ماه،1 هفته. 0. کیری خان کیرم تو خودت وتخیلتو داستان تخیلیتو وکلن.
سکس با پسرم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-پسرم
Translate this page
Sep 14, 2014 – … بود و منو دخترم مثل دو تا غریبه مشغول سکس بودیم دنی دراز کشید و من با کسم نشستم روی کیرش که البته زیاد بزرگ نبود حدود 16سانت و شیوا هم کونشو گذاشت روی دهن دنی هر دو با صدای بلند آخ خ خ و اوخ خ خ میکردیم و لذتی که نمیتونم وصفش کنم رو تجربه کردیم با اینکه بارها شیوا رو لخت دیده بودم ولی اینبار هیکل …
کردن خواهر دوست دخترم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/کردن-خواهر-دوست-دخترم
Translate this page
1391/11/25. با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز من یاسر هستم 22 سالمه این داستان مال پارسال تابستونه.من یک زید داشتم … دیگه صدای اخ اوخ فریبا در امده بود هی بهش میگفتم یواش یک وقت خواهرت میفهمه تو اوج شهوت هی میگفت ببببببههههههههه دددددددرررررککککککککککک ببببببببففففففههههههههههمممممممممهههههه اخخخخخخخخخخخخ جون.
کون دادن به آقا معلم – دانلود مستقیم فیلم و عکس سکسی
vatan.4forum.biz › داستان سکسی
Translate this page
Jan 2, 2015 – پس حالش رو ببر آخ و اوخ کن و عقب جلو بشو و خودت رو بهم بچسبون من هم همین کار رو کردم و فهمیدم راست می‌گه و اینکاره است. داشتم آخ و اوخ می‌کردم اون مرتب بهم می‌گفت “کونی، کون خودمی” که کیرش رو کشید بیرون و سریع گذاشت بین دو تا لمبه و آبش رو ریخت رو کونم یکی دو دقیقه‌ای بین این دوتا لمبه تاقچه‌ای حرکتش …
من بچه مي خوام – قسمت چهارم | داستانهای قشنگ و زیبا
https://dastans3x.wordpress.com/2008/…/من-بچه-مي-خوام-قسمت-چهار…
Translate this page
Mar 12, 2008 – سپس بروم لبخندي زد و گفت : بيا بريم ، ممنون كه كمكم كردي رفتيم تو حال و من نشستم رو مبل و منوچهر هم ليوانهاي تو سيني رو پر كرد و بعد به همه تعارف كرد … سپس بروم لبخندي زد و گفت : بيا بريم ، ممنون كه كمكم كردي رفتيم تو حال…

 







NS